تحقیق آیات و روایات مرتبط با آیه ذرّ

پیشینه تحقیق و پایان نامه و پروژه دانشجویی

پیشینه تحقیق آیات و روایات مرتبط با آیه ذرّ دارای ۷۲ صفحه می باشد فایل پیشینه تحقیق به صورت ورد  word و قابل ویرایش می باشد. بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دنلود فایل نمایش داده می شود و قادر خواهید بود  آن را دانلود و دریافت نمایید . ضمناً لینک دانلود فایل همان لحظه به آدرس ایمیل ثبت شده شما ارسال می گردد.

فهرست مطالب

۱- مفهوم شناسی    ۴
۱-۱ معنای لغوی ذرّ    ۴
۱ـ ۲ـ معنای لغوی: ذرّیه    ۴
۱ـ ۳ـ عالم ذرّ    ۶
۱ ـ ۴ـ مفاد پیمان نامه ( اخذ میثاق به ربوبیت خداوند، نبوت انبیاء و ولایت ائمه علیهم السلام)    ۹
۱ـ ۵ ـ زمان و مکان اخذ میثاق    ۱۰
۱ـ ۶ ـ حکمت اخذ میثاق در عالم ذرّ    ۱۵
۱ـ ۷ـ زمان فراموشی میثاق    ۱۸
۱ـ ۸ ـ حکمت فراموشی میثاق    ۱۹
۲-ارتباط آیات و روایات با آیه ذرّ    ۲۱
۲ـ ۱ـ بخش اول :آیات مرتبط با آیه ذرّ    ۲۱
الف ـ آیات مکی    ۲۱
ب ـ آیات مدنی    ۲۸
۲ـ ۲ ـ بخش دوم ـ عالم ذرّ در روایات :    ۳۴
۲ـ ۲ـ ۱ـ پذیرش یا ردّ روایات :    ۳۴
۲ـ ۲ـ ۲ـ مسائل مطرح  شده در روایات :    ۳۷
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۱ـ  مطلق اخذ میثاق    ۳۷
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۲ـ  علت افضلیت پیامبر صلوات الله علیه و آله وسلم بر سایر انبیاء    ۳۸
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۳ـ عالم ذرّ و اهل بیت علیهم السلام    ۴۰
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۳ـ۱ـ عرضه ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام در عالم ذرّ    ۴۰
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۳ـ ۲ـ انتخاب شیعیان در عالم ذرّ    ۴۲
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۳ـ ۳ ـ امیرالمؤمنین نامیدن حضرت علی علیه السلام در عالم ذرّ    ۴۵
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۳ـ ۴ ـ حضرت قائم (عجل الله تعال فرج الشریف ) و تعیین پیروانشان در عالم ذرّ    ۴۶
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۴ـ کیفیت پاسخ گویی انسان ها در عالم ذرّ    ۴۷
۲ـ ۲ـ ۲ـ۵ ـ جواب منکرین عالم ذرّ    ۴۸
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۶ـ نحوه شهادت گرفتن    ۴۹
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۷ـ سرّ ذکر صلوات    ۵۰
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۸ـ تجدید میثاق در عالم دنیا به وسیله استلام حجر الأسود    ۵۰
۲ـ ۲ـ ۲ـ۹ـ اخذ میثاق از ملائکه    ۵۴
۲ـ ۲ـ ۲ـ ۱۰ـ سرّالفت و اختلاف بین مردم در عالم دنیا    ۵۶
منابع    ۵۹

منابع

قرآن کریم. (فولادوند)

نهج البلاغه. (ترجمه: شهیدی)

ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، ( ۱۴۰۵)، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، تحقیق: مجتبی عراقی، قم: دار سید الشهداء للنشر، چاپ اول.

ابن ابی زینب، محمد بن ابراهیم، (۱۳۹۷)، الغیبه نعمانی، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: نشر صدوق، چاپ اول.

ابن بابویه قمی، محمد بن علی، (۱۳۶۲)، الخصال، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، چاپ اول.

ــــــــــــــــــــــــــــــ، (۱۳۷۶)، الأمالی، تهران: نشرکتابچی، چاپ ششم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ، (۱۳۷۸)، عیون اخبار الرضا علیه السلام، محقق و مصحح: مهدی لاجوردی، تهران: نشرجهان، چاپ اول.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ، (۱۳۸۵)، علل الشرایع، قم: نشرکتاب فروشی داوری، چاپ اول.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ، (۱۳۹۸)، التوحید، تحقیق: هاشم حسینی، قم: جامعه مدرسین، چاپ اول

ـــــــــــــــــــــــــــــــ، (۱۴۰۳)، معانی الأخبار، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ، (۱۴۱۳)، من لایحضره الفقیه، محقق و مصحح: علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم.

ــــــــــــــــــــــــــــــ، (بی تا)، فضائل الشیعه، تهران: ناشر اعلمی، چاپ اول.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ،(۱۴۱۴)، اعتقادات الإمامیه، قم: کنگره شیخ مفید، چاپ اول.

ابن جوزی، ابوالفرج عبد الرحمن بن علی، (۱۴۱۸)، زاد المسیر فی علم التفسیر، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت: دارالکتاب العربی، چاپ اول.

ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، ( ۱۴۱۹)، الثاقب فی المناقب، تحقیق: نبیل رضا علوان، قم: نشر انصاریان، چاپ سوم.

ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، (۱۴۱۰)، متشابه القرآن و مختلفه، تحقیق: با مقدمه علامه شعرانی، قم: انتشارات: بیدار، چاپ اول.

ابن طاووس، علی بن موسی، ( ۱۴۰۶)، فلاح السائل و نجاح المسائل، قم: نشر بوستان کتاب، چاپ اول.

ــــــــــــــــــــــــــــ، ( ۱۴۱۳)، الیقین باختصاص مولانا علی علیه السلام، تحقیق: اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی، قم: دار الکتاب، چاپ اول.

ــــــــــــــــــــــــــــ، (۱۴۰۹)، اقبال الأعمال، قم: دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم.

ـــــــــــــــــــــــــ، (بی تا)، سعد السعود، قم: دار الذخائر، چاپ اول.

۱- مفهوم شناسی

۱-۱ معنای لغوی ذرّ

درروایات رسیده از ائمه علیهم السلام ذیل آیه شریفه ۱۷۲ سوره اعراف؛ از عالمی که مطابق فرموده خداوند در آن از انسان ها پیمان گرفت، تعبیر به عالم ذرّ شده است.

لغویان برای کلمه ذرّ چند معنا ذکر کردند که به شرح ذیل می باشند:

کلمه ذرّ واحد ذره است.۱ـ مورچه های کوچک۲ـ نسل۳ـ اجزاء بسیار ریز غبار که در شعاع آفتاب به زحمت دیده می شوند.(فراهیدی، ۱۴۰۹، ج۸: ۱۷۵؛فیومی، ۱۴۱۴، ج۲: ۲۰۷؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج۱: ۱۵۶؛ بستانی، ۱۳۷۵، ۴۰۷؛ قرشی بنایی، ۱۴۱۲، ج۳: ۱۲؛ قیم، ۱۳۸۷، ۴۹۵؛ طبیبیان، ۱۳۷۲، ۱۰۱۲؛ اتابکی، ۱۳۸۰،۱۲۹۳).در نهج البلاغه خطبه ۱۷۶ در وصف خداوند متعال آمده‏:« لَا یَعْزُبُ عَنْهُ قَطْرُ- الْمَاءِ … وَ لَا مَقِیلُ‏ الذَّرِّ فى اللَّیْلَهِ الظَّلْمَاء: یعنى: شماره قطرات آب و محل استراحت مورچگان ریز در شب تاریک بر او مخفى نمى‏ماند.» و در خطبه ۱۶۳ آمده‏ :«سُبْحَانَ مَنْ أَدْمَجَ قَوَائِمَ‏ الذَّرَّهِ وَ الْهَمَجَه: منزه است آن که دستها و پاهاى مورچه ریز و مگس ریز را در جاى خود قرار داد. على هذا معنى ذرّه همان مورچه ریز است» عرب چیزهاى کوچک را به آن قیاس مى‏کند. بنابراین در نهج البلاغه نیز کلمۀ ذرّ به معنای لغوی آن به کار رفته است.

 ۱ـ ۲ـ معنای لغوی: ذرّیه

این لفظ نوزده بار در قرآن وارد شده است و در تمام آن موارد به معنای نسل انسان است.(سبحانی، ۱۳۷۳، ۶۴)

در کتاب های لغوی : به فرزندان انسان و جن؛ زنان و کودکان گفته می شود و جمع « ذراری» است.(فهری، ۱۳۸۵، ۳۷۹؛ سیاح، ۱۳۷۴، ۵۰۵؛ طبیبیان، ۱۳۷۲، ۱۰۱۴؛ قیم، ۱۳۸۷، ۴۹۶؛ اتابکی، ۱۳۸۰، ج۲: ۱۲۹۴)

لفظ ذریه به معنای فرزندان است؛ اعم از کوچک و بزرگ، مفرد و جمع به کار می رود.(جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج۶: ۴۲۱) اصل اولی در کاربرد « ذریه» برای جمع و فرزندان کوچک است؛ ولی برای یک نفر و برای فرزندان بزرگ نیز در عرف به کار می رود.( راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ۳۲۷)

درباره ریشه اصلی ذرّیه سه احتمال داده شده است: ۱ ـ بعضى آن را از «ذرأ» به معنای آفرینش «خلق» مى‏دانند که همزه آن حذف شده است. مانند: «رویّه و بریّه» (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ۳۲۷؛فیومی، ۱۴۱۴،ج۲: ۲۰۷؛ ابن اثیر جزری، ۱۳۶۷، ج۲: ۱۵۶؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج۱: ۱۵۵؛ جوادی آملی، ۱۳۸۳،ج۲: ۲۴۴؛ همو، ۱۳۸۸، ج۱۷: ۴۳۵) بنابراین مفهوم اصلى«ذریه» با مفهوم مخلوق و آفریده شده برابر است.(مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج۷: ۴؛ سبحانی، ۱۳۷۳، ۶۴)

۲ ـ بعضى آن را از «ذرر» (بر وزن شرر) که به معنى موجودات بسیار کوچک ـ همانند ذرات غبار و مورچه‏هاى بسیار ریز مى‏باشد ـ دانسته‏اند. می گویند: «ذرّت‏ الشّمْسُ‏ ذُروراً» یعنی زمانی که خورشید طلوع می کند و نور آن پراکنده می شود.‏ ( ابن فارس، ۱۴۰۴، ج۲: ۳۴۳) از این نظر که فرزندان انسان نیز در ابتداء از نطفه بسیار کوچکى آغاز حیات مى‏کنند  به آن ذر و ذریه می گویند.

۳ ـ از ماده « ذرو» به معنای پراکنده ساختن گرفته شده است که «واو» آن حذف شده است و به معنای عالی و بالاست.(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ۳۲۷؛ جوادی آملی، ۱۳۸۸؛ ج۱۷: ۴۳۵؛ مصطفوی، ۱۳۸۰، ج۹: ۲۱۲). بر وزن فعیله و قمریه است.(راغب، همان) این که فرزندان انسان را ذریه گفته‏اند به خاطر آن است که آن ها پس از تکثیر مثل به هر سو در روى زمین پراکنده مى‏شوند.(مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۷: ۵؛ سبحانی، ۱۳۷۳، ۶۴)

«ذریه»، یا از «ذر»  به معناى ذرّات بسیار کوچک غبار (یا مورچه‏هاى ریز) است، که مراد از آن در این جا، اجزاى نطفه انسان و یا فرزندان کوچک و کم‏سن و سال مى‏باشد، یا از ریشه‏ى «ذرو»، به معناى پراکنده ساختن و یا از «ذرأ»، به معناى آفریدن است. امّا اغلب به فرزندان گفته مى‏شود.(قرائتی، ۱۳۸۳،ج۴: ۲۲۰)

نتیجه: بنابر آن چه لغویان مطابق آیات قرآن و ادبیات عرب در باب معنای لفظ «ذرّ» و «ذرّیه» بیان داشتند و هم چنین روایاتی که از ائمه علیهم السلام ذیل آیه ۱۷۲ اعراف که از عالم میثاق تعبیر به عالم ذرّ کرده اند، باید گفت: وجه تسمیه این عالم به عالم ذرّ به دلیل کوچک بودن ذرّیه حضرت آدم علیه السلام به مانند مورچه یا ذرّات پراکنده در هوا در اندازه و جثه بوده است.

 ۱ـ ۳ـ عالم ذرّ

در روایات بسیاری از پیامبر صلوات الله علیه و ائمه علیهم السلام آمده است : خداوند متعال بعد از خلق ارواح، دو هزار سال قبل از آفرینش اجسادشان ـ در عالمی دیگر که معروف به «عالم الست»، « ذر» یا « میثاق» می باشد، آن ارواح  را وارد بدن های ذرّی نمود که آن بدن ها، ماده اصلی بدن های کنونی ما و از پشت آدم علیه السلام خارج شده و یا به تصریح بعضی از روایات از گلی بودند که خلق آدم با آن بود، سپس همه آن ها را در یک مکان گرد هم آورد و از آن ها به ربوبیت خود اخذ میثاق نمود. طبق آیات و روایات در آن صحنه همه پیامبران ، وصایای آن ها و ملائکه حضور داشتند و شاهد میثاق اخذ شده از انسان ها بودند و حتی از آن ها نیز میثاق گرفته شد. پس از اخذ میثاق، خداوند همه آن ها را به پشت حضرت آدم علیه السلام بر گرداند. در آیه ۱۷۲ اعراف خداوند اشاره به یادآوری آن عالم و میثاق اخذ شده می کند:

«و إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ (۱۷۲) أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَکَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ کُنَّا ذُرِّیَّهً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ»؛ « و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذرّیه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: «چرا، گواهى دادیم» تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم. (۱۷۲) یا بگویید پدران ما پیش از این مشرک بوده‏اند و ما فرزندانى پس از ایشان بودیم. آیا ما را به خاطر آنچه باطل‏اندیشان انجام داده‏اند هلاک مى‏کنى؟»؛ (اعراف: ۱۷۲)

در روایتی از امام باقر علیه السّلام نقل شده که ایشان راجع به ماجرای اخراج ذرّیه از پشت حضرت آدم علیه السلام و جریان اخذ میثاق فرمودند :

همانا خداى تبارک و تعالى چون خواست مخلوق را بیافریند، نخست آبى گوارا و آبى شور و تلخ آفرید، و آن دو آب به هم آمیختند، سپس خاکى از صفحه زمین برگرفت و آن را به شدت مالش داد، آن گاه به اصحاب یمین که مانند مورچه می جنبیدند، فرمود: با سلامت به سوى بهشت روید و به أصحاب شمال فرمود به سوى دوزخ روید و باکى هم ندارم، سپس فرمود: «مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهى دهیم، تا در روز قیامت نگویند: ما از این بى‏خبر بودیم».سپس از پیغمبران پیمان گرفت و فرمود: مگر من پروردگار شما نیستم؟ و این محمد رسول من نیست و این على امیر مؤمنان شما نیست؟ گفتند: چرا پس نبوت آن ها پا بر جا شد، و از پیغمبران اولو العزم پیمان گرفت که من پروردگار شمایم و محمد رسولم و على امیر مؤمنان و اوصیاء بعد از او، والیان امر من و خزانه داران علم من و این که مهدى کسى است که به وسیله او دینم را نصرت دهم و دولتم را آشکار کنم و از دشمنانم انتقام گیرم و به وسیله او خواهى نخواهى عبادت شوم. گفتند: پروردگارا! اقرار کردیم و گواهى دادیم، ولى آدم نه انکار کرد و نه اقرار نمود، پس مقام اولو العزمى براى آن پنج تن از جهت مهدى ثابت شد و براى آدم عزمى براى اقرار به آن یافت نشد (از این رو از پیغمبران اولو العزم خارج گشت). این است گفتار خداى عز و جل: «و هر آینه از پیش با آدم عهدى کردیم، او فراموش کرد و برایش تصمیمى نیافتیم)-  ‏سپس به آتشى دستور فرمود تا بر افروخت و به اصحاب شمال فرمود: به آن درآئید، ایشان ترسیدند و به اصحاب یمین فرمود: در آئید، آن ها وارد شدند، آتش بر آن ها سرد و سلامت شد، آن گاه اصحاب شمال گفتند: پروردگارا! از ما درگذر و تجدید کن، فرمود: تجدید کردم، بروید و داخل شوید،باز ترسیدند.در آن جا اطاعت و ولایت و معصیت ثابت گشت.[۱]( کلینی، ۱۴۰۷، ج۲: ۸)

دانشمندان علوم اسلامی راجع به این آیه و اصل جریان اخذ میثاق از انسان ها تفاسیر متفاوتی مطرح کرده اند ولی دیدگاهی که بر پایه روایات رسیده از ائمه علیهم السلام است، نظریه قائلین به عالم ذرّ است. علامه طباطبایی (قدس سره) اصل جریان اخذ پیمان از ذریه حضرت آدم علیه السلام در آیه شریفه ۱۷۲ اعراف ـ طبق نظریه قائلین عالم ذرّ ـ را به شرح ذیل بیان می کند:

۱ـ خداى سبحان بعد از آن که آدم را به صورت انسانى کامل الخلقه آفرید نطفه‏هایى را که در صلب او تکون یافته و بعدها عین آن نطفه‏ها اولاد بلا فصل او شدند خارج کرد و از آن نطفه‏ها، نطفه‏هاى دیگرى که بعدها فرزندان نطفه‏هاى اول شدند خارج کرد، و اجزاى آن را تجزیه نموده اجزاء اصلى را از سایر اجزاء جدا ساخت، آن گاه از میان این اجزاء اجزاى دیگرى را که نطفه سایر اجزاء بودند بیرون آورده و هم چنین از اجزاء اجزاء، اجزاى دیگرى را بیرون آورد و این عمل را آن قدر ادامه داد تا آخرین اجزایى که از اجزاء متعاقبه در تجزیه مشتق مى‏شد بیرون آورد، و به عبارت دیگر نخست نطفه آدم را که ماده اصلى بشر است بیرون آورد و آن را با عمل تجزیه به عدد بى‏شمار بنى آدم تجزیه نمود، و نصیبى که بر هر فرد فرد بنى نوع بشر از نطفه پدر بزرگ خود داشتند معلوم کرد، و در نتیجه نطفه‏هاى مزبور به صورت ذراتى بى‏شمار درآمد.

۲ـ آن گاه خداى سبحان هر یک از این ذرات را به صورت انسانى کامل الخلقه و عینا نظیر همان انسان دنیوى که این ذره جزئى از آن است در آورد، به طورى که جزئى که از اجزاى زید بود عینا زید شد و جزئى که از اجزاى عمرو بود عینا عمرو شد، و همه را جان داد و صاحب عقل کرد، و به آنها چیزى که بتوانند با آن بشنوند و چیزى که بتوانند با آن تکلم کنند و دلى که بتوانند معانى را در آن پنهان و یا اظهار و یا کتمان کنند بداد، حال یا در موقع خلقت آدم این عمل را انجام داد و یا قبل از آن، بهر تقدیر در این موقع خود را به ایشان معرفى کرد و ایشان را مخاطب قرار داد، آنان نیز در پاسخ به ربوبیتش اقرار کردند، چیزى که هست بعضى اقرارشان موافق با ایمان درونیشان بود، و بعضى دیگر نبود.

۳ـ بعد از آن که این اقرار را از ایشان گرفت به سوى موطن اصلى‏شان که همان اصلاب است برگردانید، و همه در صلب آدم جمع شدند در حالى که آن جان و آن معرفت به ربوبیت را دارا بودند، هر چند خصوصیات دیگر آن عالم را، یعنى عالم ذرّ و اشهاد را فراموش کردند، و هم چنان در اصلاب مى‏گردند تا خداوند اجازه خروج به دنیا را به ایشان بدهد، در این موقع به دنیا مى‏آیند در حالى که آن معرفت به ربوبیت را که در خلقت نخستین به دست آورده بودند همراه دارند، و لذا با مشاهده احتیاج ذاتى خود حکم مى‏کنند به این که محتاج رب و مالک و مدبرى هستند که امور آنان را اداره مى‏کند.[۲](طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۸: ۳۱۶)

قائلین نظریه عالم ذرّ معتقدند: ماجرای واقع شده در عالمی قبل از عالم دنیا به صورت حقیقی اتفاق افتاده و در صحنه ای از آن عالم خداوند همه انسان ها و انبیاء، ملائکه را گرد آورد سپس آن ها را خطاب کرد «ْأَ لَسْتُ بِرَبِّکُم؟» آن ها پاسخ دادند: « قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا» این گروه گفتگو را با زبان قال دانسته و بیان داشتند که حضور انسان ها در آن صحنه، جسمانی بوده است.

۱ ـ ۴ـ مفاد پیمان نامه ( اخذ میثاق به ربوبیت خداوند، نبوت انبیاء و ولایت ائمه علیهم السلام)

روایات زیادی دلالت دارند بر این که در موطن اخذ میثاق، علاوه بر شهادت گرفتن به ربوبیت پروردگار، به نبوت پیامبر صل اللّه علیه و آله و سایر انبیاء هم چنین ولایت حضرت علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام نیز  اخذ میثاق شده است.

حبیب سجستانی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمودند:

همانا خداى عزوجل چون ذریه آدم علیه السّلام را از پشتش خارج ساخت، تا از آن ها براى ربوبیت خود و نبوت هر پیغمبرى پیمان گیرد، نخستین کسى که در باره پیغمبرى او از انبیاء پیمان گرفت، محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه علیه و آله بود، سپس خداى عز و جل به آدم علیه السلام فرمود : …؛ من خالق دانا هستم، از روى دانائیم خلقت آن ها را مخالف یک دیگر ساختم، و فرمانم در میان آن ها به سبب مشیتم جارى شود، و به سوى تدبیر و تقدیر من می گرایند، خلقت من دگرگونى نپذیرد، همانا من جن و انس را آفریدم تا عبادتم کنند و بهشت را آفریدم براى کسى که اطاعت و عبادتم کند، و از پیغمبرانم پیروى نماید و باک ندارم، و دوزخ را آفریدم براى کسى که به من کافر شود و نافرمانیم کند و از پیغمبرانم متابعت نکند.[۳] ( کلینی، ۱۴۰۷، ج۲: ۹ـ ۸)

علامه مجلسی در مرآه العقول فرمودند: حدیث سجستانی، حسن است.( مجلسی، ۱۴۰۴، ج۷ : ۲۴)

۱ـ ۵ ـ زمان و مکان اخذ میثاق

میثاقی که خداوند طبق فرموده اش در آیه: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِین» از بنی آدم به ربوبیّت خود گرفت در کجا و چه وقت این میثاق بوده است؟

آیه راجع به جزئیات زمانی و مکانی ساکت است  ولی مفسران با توجه  به روایات فراوانی که ذیل این آیه در منابع حدیثی شیعه و سنّی  نقل شده، در مورد این جزئیات اختلاف نظر کرده اند و هر کدام  دیدگاهی زمانی و مکانی خاصی را برای اخذ میثاق قائل شده اند و جریان میثاق گرفتن خداوند از بنی آدم را به نحوی تفسیر کرده اند که در حیطه زمان و مکانی  واقع شده است. اقوال آن ها به شرح ذیل است:

[۱] مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ دَاوُدَ الْعِجْلِیِّ عَنْ زُرَارَهَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى حَیْثُ خَلَقَ الْخَلْقَ خَلَقَ مَاءً عَذْباً وَ مَاءً مَالِحاً أُجَاجاً فَامْتَزَجَ الْمَاءَانِ فَأَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَعَرَکَهُ عَرْکاً شَدِیداً فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ وَ هُمْ کَالذَّرِّ یَدِبُّونَ إِلَى الْجَنَّهِ بِسَلَامٍ وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ إِلَى النَّارِ وَ لَا أُبَالِی ثُمَّ قَالَ‏ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ‏  ثُمَّ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى النَّبِیِّینَ فَقَالَ‏ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ‏ وَ أَنَّ هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ أَنَّ هَذَا عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ‏ قالُوا بَلى‏ فَثَبَتَتْ لَهُمُ النُّبُوَّهُ وَ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى أُولِی الْعَزْمِ أَنَّنِی رَبُّکُمْ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ وُلَاهُ أَمْرِی وَ خُزَّانُ عِلْمِی ع وَ أَنَّ الْمَهْدِیَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِی وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِی وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِی وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ کَرْهاً قَالُوا أَقْرَرْنَا یَا رَبِّ وَ شَهِدْنَا وَ لَمْ یَجْحَدْ آدَمُ وَ لَمْ یُقِرَّ فَثَبَتَتِ الْعَزِیمَهُ لِهَؤُلَاءِ الْخَمْسَهِ فِی الْمَهْدِیِّ وَ لَمْ یَکُنْ لآِدَمَ عَزْمٌ عَلَى الْإِقْرَارِ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً قَالَ إِنَّمَا هُوَ فَتَرَکَ‏ ثُمَّ أَمَرَ نَاراً فَأُجِّجَتْ‏  فَقَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ ادْخُلُوهَا فَهَابُوهَا وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ ادْخُلُوهَا فَدَخَلُوهَا فَکَانَتْ عَلَیْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً فَقَالَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ یَا رَبِّ أَقِلْنَا فَقَالَ قَدْ أَقَلْتُکُمُ اذْهَبُوا فَادْخُلُوا فَهَابُوهَا فَثَمَّ ثَبَتَتِ الطَّاعَهُ وَ الْوَلَایَهُ وَ الْمَعْصِیَهُ.

[۲] أن الله سبحانه بعد ما خلق آدم إنسانا تاما سویا أخرج نطفه التی تکونت فی صلبه ثم صارت هی بعینها أولاده الصلبیین- إلى الخارج من صلبه ثم أخرج من هذه النطف نطفها التی ستتکون أولادا له صلبیین ففصل بین أجزائها و الأجزاء الأصلیه التی اشتقت منها ثم من أجزاء هذه النطف أجزاء أخرى هی نطفها ثم من أجزاء الأجزاء أجزاءها و لم یزل حتى أتى آخر جزء مشتق من الأجزاء المتعاقبه فی التجزی، و بعباره أخرى أخرج نطفه آدم التی هی ماده البشر و وزعها بفصل بعض أجزائه من بعض إلى ما لا یحصى من عدد بنی آدم بحذاء کل فرد ما هو نصیبه من أجزاء نطفه آدم، و هی ذرأت منبثه غیر محصوره. ثم جعل الله سبحانه هذه الذرات المنبثه عند ذلک- أو کان قد جعلها قبل ذلک کل ذره منها إنسانا تاما فی إنسانیته، هو بعینه الإنسان الدنیوی الذی هو جزء المقدم له فالجزء الذی لزید هناک هو زید هذا بعینه، و الذی لعمرو هو عمرو هذا بعینه  فجعلهم ذوی حیاه و عقل و جعل لهم ما یسمعون به و ما یتکلمون به، و ما یضمرون به معانی فیظهرونها أو یکتمونها و عند ذلک عرفهم نفسه فخاطبهم فأجابوه،   أعطوه الإقرار بالربوبیه إما بموافقه ما فی ضمیرهم لما فی لسانهم أو بمخالفته ذلک. ثم إن الله سبحانه ردهم بعد أخذ المیثاق إلى مواطنهم من الأصلاب حتى اجتمعوا فی صلب آدم و هی على حیاتها و معرفتها بالربوبیه و إن نسوا ما وراء ذلک مما شاهدوه عند الإشهاد و أخذ المیثاق، و هم بأعیانهم موجودون فی الأصلاب حتى یؤذن لهم فی الخروج إلى الدنیا فیخرجون و عندهم ما حصلوه فی الخلق الأول من معرفه الربوبیه، و هی حکمهم بوجود رب لهم من مشاهده أنفسهم محتاجه إلى من یملکهم و یدبر أمرهم.

[۳]   مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حَبِیبٍ السِّجِسْتَانِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَخْرَجَ ذُرِّیَّهَ آدَمَ ع مِنْ ظَهْرِهِ‏  لِیَأْخُذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ بِالرُّبُوبِیَّهِ لَهُ وَ بِالنُّبُوَّهِ لِکُلِّ نَبِیٍّ فَکَانَ أَوَّلَ مَنْ أَخَذَ لَهُ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ بِنُبُوَّتِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ انْظُرْ مَا ذَا تَرَى قَالَ فَنَظَرَ آدَمُ ع إِلَى ذُرِّیَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ قَدْ مَلَئُوا السَّمَاءَ قَالَ آدَمُ ع یَا رَبِّ مَا أَکْثَرَ ذُرِّیَّتِی وَ لِأَمْرٍ مَا خَلَقْتَهُمْ فَمَا تُرِیدُ مِنْهُمْ بِأَخْذِکَ الْمِیثَاقَ عَلَیْهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ یَعْبُدُونَنِی‏ لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ یُؤْمِنُونَ بِرُسُلِی وَ یَتَّبِعُونَهُمْ؛..

80,000 ریال – خرید

تمامی فایل های پیشینه تحقیق و پرسشنامه و مقالات مربوطه به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد. جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

مطالب پیشنهادی:
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , ,
برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید

جستجو پیشرفته

دسته‌ها

آخرین بروز رسانی

    شنبه, ۳۱ تیر , ۱۳۹۶
اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایbmaghale.irمحفوظ می باشد.