تحقیق جامعه شناسی ادبیّات و نقد جامعه شناختی رمان

پیشینه تحقیق و پایان نامه و پروژه دانشجویی

پیشینه تحقیق جامعه شناسی ادبیّات و نقد جامعه شناختی رمان دارای ۲۳ صفحه می باشد فایل پیشینه تحقیق به صورت ورد  word و قابل ویرایش می باشد. بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دنلود فایل نمایش داده می شود و قادر خواهید بود  آن را دانلود و دریافت نمایید . ضمناً لینک دانلود فایل همان لحظه به آدرس ایمیل ثبت شده شما ارسال می گردد.

فهرست مطالب

۲-۱) بخش اول: جامعه شناسی ادبیّات    ۴
۲-۱-۱) درآمد    ۴
۲-۱-۲) رابطه جامعه و ادبیّات    ۴
۲-۱-۳) جامعه شناسی تولید اثر ادبی    ۵
۲-۱-۴) جامعه شناسی محتوای اثر ادبی    ۶
۲-۱-۵) هدف جامعه شناسی ادبیّات    ۷
۲-۲) بخش دوم: نقد جامعه شناختی رمان    ۷
۲-۲-۱) درآمد    ۷
۲-۲-۲) زمینه    های اجتماعی داستان و رمان    ۸
۲-۲-۲-۱) صنعت چاپ    ۸
۲-۲-۲-۲) پیدایش و گسترش مطبوعات    ۹
۲-۲-۲-۳) تأسیس دارالفنون    ۹
۲-۲-۲-۴) ترجمه    ۹
۲-۲-۳) لوکاچ و نقد جامعه    شناختی رمان    ۱۰
۲-۲-۴) گلدمن و نقد جامعه    شناختی رمان    ۱۱
۲-۲-۵) نظریه بازتاب واقعیّت    ۱۲
۲-۲-۶) جایگاه تیپ و شخصیت در رمان    ۱۳
۲-۳) جمع بندی    ۱۵
فهرست منابع    ۱۵

منابع

ترابی، علی اکبر، ۱۳۷۹، جامعه شناسی هنر و ادبیات (مثلث هنر)، چ اول، تبریز، فروغ آزادی.

آریان پور،امیرحسین۱۳۵۴؛ جامعه شناسی هنر، چاپ سوم، تهران، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.

دیچز، دیوید، ۱۳۷۰، شیوه های نقد ادبی، محمدتقی(امیر) صدقیانی و غلامحسین یوسفی،چ سوم، تهران، علمی.

ستوده، هدایت الله،‌۱۳۷۸، جامعه شناسی درذ ادبیات فارسی، چ اول، تهران، آوای نور.

کوهلر، اریش،۱۳۷۷، «تزهایی درباره جامعه شناسی ادبیات»، درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات، ترجمه محمدجعفر پوینده، چ اول، تهران، نقش جهان.

گریس، ویلیام ج، ۱۳۶۳، ادبیات و بازتاب آن، بهروز عزب دفتری، چ اول، تهران، آگاه.

گلدمن، لوسین،۱۳۸۱، «پیوند آفرینش ادبی با زندگی اجتماعی»، جامعه، فرهنگ و ادبیات: لوسین گلدمن، ترجمه محمدجعفر پوینده، چ سوم، تهران، نشر چشمه.

ــــــــــــــ، ۱۳۷۱، جامعه شناسی ادبیات(دفاع از جامعه شناسی رمان)، محمدجعفر پوینده، چ اول، تهران، هوش و ابتکار.

– لوکاچ، جورج، ۱۳۷۸، تاریخ و آگاهی طبقاتی، محمدجعفر پوینده، چ دوم، تهران، نشرتجربه.

ـــــــــــــ، ۱۳۸۰، جامعه شناسی رمان، محمدجعفر پوینده، چ اول،‌تهران، نشر چشمه.

ـــــــــــــ، ۱۳۷۷، «‌درباره رمان»، درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات، ترجمه محمدجعفر پوینده، چ اول، تهران، نقش جهان.

ـــــــــــــ، ۱۳۸۰، نظریه رمان، حسن مرتضوی، چ اول، تهران، نشرقصه.

تادیه، ژان ـ ایو،۱۳۷۷، «جامعه شناسی ادبیات و بنیان گذاران آن» ، درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات، ترجمه محمدجعفر پوینده، چ اول، تهران، نقش جهان.

تبریزی، بهروز، ۱۳۵۱، در شناخت ادبیات و اجتماع، چ دوم، تهران کتاب نمونه.

تسلیمی، علی،۱۳۸۸، نقد ادبی(نظریه ها و کاربرد آنها در ادبیات فارسی)، چ اول، تهران، نشر اختران.

راودراد، اعظم، ۱۳۸۲، نظریه های جامعه شناسی هنر و ادبیات، چ اول،‌تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

ربانی، رسول و انصاری، ابراهیم، ۱۳۸۵، جامعه شناسی قشرها و نابرابری های اجتماعی، چ اول، تهران، سمت.

زاهدی مازندرانی، محمدجواد، ۱۳۸۳، «مسائل جامعه شناختی اجتماعیات روستایی در ایران»، بررسی مسائل اجتماعی ایران: گروه مؤلفان(دانشگاه پیام نور)،‌چ اول، تهران، دانشگاه پیام نور.

زرافا، میشل، ۱۳۶۸، ادبیات داستانی، رمان و واقعیت اجتماعی، نسرین پروینی، چ اول، تهران، فروغی.

زرین کوب، عبدالحسین، ۱۳۷۶، آشنایی با نقد ادبی، چ چهارم، تهران، سخن.

اسکارپیت، روبر، ۱۳۷۴، جامعه شناسی ادبیات، مرتضی کتبی، چ اول، تهران، سمت.

بالائی، کریستف، ۱۳۸۶، پیدایش رمان فارسی، مهوش قویمی و نسرین خطاط، چ دوم، تهران، انتشارات معین و انجمن ایران شناسی فرانسه.

 ۲-۱) بخش اول: جامعه  شناسی ادبیّات

 ۲-۱-۱) درآمد

از گذشته تاکنون، متفکّران و پژوهشگران برای مطالعه و بررسی ادبیّات روش ها و دیدگاه های  مختلفی    را به کارگرفته اند. یکی از شیوه  های نقد و بررسی ادبیّات که عمر نسبتاً کوتاهی دارد، نقد ادبی از دیدگاه جامعه  شناسی است. در جامعه شناسی ادبیّات، پژوهشگر در پی شناخت روابط موجود میان جامعه و ادبیّات است و از آن جا که ادبیّات یک پدیده اجتماعی محسوب می شود، پیوندهای شکل گرفته میان ادبیّات به عنوان بازتاب دهنده واقعیّات جامعه و جامعه به عنوان نهادی تأثیرگذار بر روی آن، مورد بررسی قرار می   گیرد.

در این شیوه، به ادبیّات به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی نگریسته می شود، زیرا «ریشه در زندگی اجتماعی انسان دارد.» (ستوده،۵۶:۱۳۷۸) از همین روست که تحوّلات زندگی اجتماعی برآن تأثیر میگذارد. از سوی دیگر ادبیّات به عنوان زیر مجموعه هنر «از ذات زندگی اجتماعی می     تراود و یکی از عوامل ضروری حیات اجتماعی است و پایاپای تحوّلات جامعه تحول می پذیرد.» (آریان پور،۷۶:۱۳۵۴)

جامعه شناسی به عنوان یک علم با اتّخاذ روشی علمی، عوامل و زمینه   های اجتماعی شکل گیری اثر ادبی و جهان بینی خاصّ نویسنده و پیوند این عوامل با جامعه و مظاهر گوناگون زندگی اجتماعی را مورد تحلیل قرار می دهد. در این بررسی  ها، محقّق، ساختار اثر ادبی را مطابق با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی می  سنجد و مناسبات میان قالبهای فکری نویسنده را در پیوند با ساختارهای اجتماعی محیط او بررسی میکند. این روش های تحلیلی در هر گونه پژوهش جامعه شناختی به عنوان ابزارهای بنیادی و اساسی تلقی میشود.

جامعه  شناسی ادبیّات که «بررسی و ژرفکاوی و تمرکز مطالعه در محتوای ادبیّات به عنوان هنر کلام و شناخت جوهر اجتماعی آن است» (ترابی،۳۵:۱۳۷۹) با ایجاد پل میان ادبیّات از یک سو و اجتماع از سوی دیگر، ضمن تلاش در جهت شناخت و توصیف روابط جامعه و اثر ادبی، به توصیف و تبیین نحوه بازتاب جامعه و واقعیّات آن در اثر ادبی نیز می  پردازد و از آن جا که «جامعه شناسی عمل توصیفی مهمّی دارد و چون توصیف صحیح اثر باید مقدم بر ارزیابی آن باشد، می  توان جامعه  شناسی را «خدمتگزار» نقد نامید و غالباً نیز خدمتگزاری مهمّ است.» (دیچز،۵۲:۱۳۷۰ )

بدیهی است آن چه در مطالعات جامعه  شناسی ادبیّات مبحث اصلی و بنیادین محسوب می  شود، بحث ارتباط میان جامعه و ادبیّات است. در همین رابطه، در این مبحث سعی می شود ضمن پرداختن به تعاملات ادبیّات و جامعه، اهداف و روش  های به کار رفته در جامعه   شناسی ادبیّات نیز مطرح شود تا به صورت دقیق  تر و روشن تر، وارد بحث نقد جامعه شناختی ادبیات (داستان و رمان) شویم.

 ۲-۱-۲) رابطه جامعه و ادبیّات

تعامل جامعه و ادبیّات و مناسبات میان آن دو بحثی بوده که از دیرباز تاکنون پژوهشگران علوم انسانی به ویژه جامعه شناسان را به خود مشغول کرده است. اولین مسأله ای که هنگام نقد جامعه شناختی ادبیّات توجه پژوهشگر را جلب می کند، مسئله تأثیر و تأثر و روابط متقابل ادبیّات و جامعه است.

هنر و جامعه همواره بر یکدیگر تأثیرات متقابل داشته اند. ادبیّات به عنوان هنر از این تأثیر و تأثر مستثنی نیست. نویسنده در عین حال که از اجتماع، فرهنگ، اقتصاد و دیگر پدیده ها شکل و تأثیرمی پذیرد، بر زندگی، ذوق و هنر جامعه اثرگذار میشود.

روشن است که ادبیّاتِ هر جامعه متأثر از محیط طبیعی و اجتماعی جامعه و تغییر و تحوّلات آن شکلی خاص به خود می گیرد و محیط ادبی و ادبیّات یک جامعه از تأثیر اجتماعی آن مبّرا نیست. «حال اگر پژوهشگری بخواهد به بررسی یک اثر ادبی که موضوع پژوهش او را تشکیل می دهد، بپردازد، باید آن را در قالب ساختار اجتماعی، فرهنگی و شخصیّت مورد تبیین قرار دهد.» (ستوده،۷۸:۱۳۷۸)

همان گونه که قبلاً نیز به آن اشاره شد، یک اثر ادبی را باید در ساختار جامعه ای که اثر در آن پدید آمده است تبیین و بررسی کرد که «از معمول ترین روش های این کار، پیوند دادن اثر هنری موردنظر به طبقه اجتماعیِ آفریننده آن است» (شیروانلو،۱۶۹:۱۳۵۸).

در مرحله بعد، توجه به زمینه های فرهنگی، اندیشه ها و باورهای محلّیِ مردم یک اجتماع است که در تبیین اثر باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا ادبیّات محصولِ فرهنگ و ارزش های فرهنگی و منبعث شده از آن است و در حقیقت، «آثار ادبی به منزله یکی از منابعی هستند که به صورت غیر مستقیم و ناخودآگاه، ساختار اجتماعی، شرایط زندگی، وضعیت قشرها و طبقات گوناگون و حتّی دیدگاه و ایدئولوژی نویسنده را بیان می   کنند» (کوثری،۱۵:۱۳۷۹). در این رابطه، تأثیرات مهمّ  جامعه بر فرد (نویسنده) به عنوان پدید آورنده اثر، که در تحلیل و تبیین واقعیّات زندگی به مراتب نگاهی عمیق  تر و موشکافانه تر از دیگران دارد، از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. به همین سبب شاعر یا نویسنده را می توان به عنوان جامعه   شناسی ناآگاه دانست، زیرا با توجه به این مسئله که نویسنده تحت تأثیر محیط اجتماعی و فرهنگی جامعه، دست به آفرینش اثر می   زند، در اثر خود بینش اجتماعی و جهان بینیِ خاصّ خود را منعکس می کند. آریان پور، شخصیّت را معلول محیط اجتماعی می  داند و معتقد است که «شخصیّت هنرمند، مهمترین عامل هنرآفرینی اوست و خواه ناخواه در آثار او منعکس می شود. شخصیّت هنرمند میانجی واقعیّت و اثر هنری اوست. واقعیّت را جذب می کند و به صورت هنر در می آورد» (آریان پور،۱۷۵:۱۳۵۴).

«در نگاهی کوتاه به روابط بین ادبیّات و جامعه، بی مناسبت نیست گفته شود که جریان تأثیر بین این دو همواره یکسو نیست. درست است که نویسنده مولود و محصول اجتماع است، اما در عین حال، بسا که عامل و محرّکِ اجتماع نیز باشد» (گریس،۳۰:۱۳۷۳).

در هر حال، با در نظر گرفتن این موضوع که ادبیّات، سایه روشنی از اجتماع عصر خود است، کار منتقد ادبی این است که با توصیف پدیده های اجتماعی زمانِ اثر و قوانین حاکم بر زمینه های شکل گیری اثر ادبی، به بررسی این مسئله بپردازد که تا چه اندازه ادبیّات، از این فرایندها و تحوّلات اجتماعی تأثیر پذیرفته است.

در ادامه، باید اشاره کوتاهی به دیدگاه     هایی که نخستین بار به بررسی این مسئله پرداختند بکنیم. اولین بار مفهوم ارتباط جامعه و ادبیّات توسط مادام دواستال، اندیشمند فرانسوی مطرح شد. او در کتاب ادبیّات از منظر پیوندهایش با نهادهای اجتماعی از تأثیرات متقابل دین به عنوان یک نهادِ اجتماعی با ادبیّات سخن گفت. او در این رابطه، مفهوم روح قومی را مطرح کرد که منظور از آن، نگرش خاصِِّ موجود در دوره ای خاص است. (ر.ک.ولک،۲۶۰:۱۳۷۳و۲۵۹) بعد از او ایپولیت تِن که «او را بنیان گذار جامعه شناسی ادبیّات می            دانند»(ولک،۴۷:۱۳۷۷)، در قرن نوزدهم به تعریف تازه   ای در پیوند جامعه و ادبیّات دست یافت. او سه مفهوم نژاد، محیط و زمان را وارد این علم کرد و سعی داشت تا از منظر عوامل زیستی، فرهنگی و تاریخی به تحلیل اثر ادبی بپردازد زیرا از دیدگاه او در فرآیند آفرینش یک اثر ادبی نقش این عوامل انکار ناپذیر است. منظور او از نژاد، تجلّی روحیّات قومی و ویژگی های نژادی یک ملّت است و محیط نیز در نظر او موقعیّت جغرافیایی است که می  تواند در شیوه نگرش نویسندگان مؤثر باشد و زمان همان «روح زمانه» است که با گرایشات و سلائق مخاطبان پیوند می          خورد. (عسگری،۵۸:۱۳۸۶) «رویکرد تِن در جامعه شناسی، اساساً بر پایه علوم زیستی استوار است. آثار ادبی از نظر او، بسیار شبیه سنگواره اند. همان گونه که قالب یک سنگواره نشان آن موجود را برخود دارد، اثر ادبی نیز نشان نویسنده را به همراه دارد.» (علایی،۲۳:۱۳۸۰) هر چند تِن نتوانست به طور مشخص به تأثیر این عوامل و میزان دخالت آنها در فرایند آفرینش یک اثر ادبی و تحلیل آن دست یابد، امّا علم جامعه شناسی ادبیّات را به سمت جامع تر شدن و کامل تر شدن پیش برد. در آغاز قرن بیستم اندیشه   های جدیدی که تحت تأثیر عقاید کارل مارکس، اقتصاددان آلمانی شکل گرفت، در گسترش این علم مؤثر واقع شد. در نظریه مارکسیستی، ادبیّات به عنوان یک نهاد روبنایی، تحت تأثیر ساختارهای اقتصادی جامعه تعیین می   شد. مارکس عقیده داشت «زیربنای اقتصادی، نهادهای روبنایی همچون سیاست، حکومت، قانون، مذهب، هنر و ادبیّات را پایه گذاری می    کند»(گوردن،۳۸:۱۳۷۰).

تحت تأثیر این عقاید، نظامی مارکسیستی که مبارزه طبقاتی را سرلوحه کار قرار داد، شکل گرفت. برای آنها هنر و ادبیّات، نقش سلاح  برای مبارزه طبقاتی و دفاع از حقوق کارگری را بر عهده گرفت. از نظر منتقدان مارکسیست رابطه    ای مستقیم میان پدیده ادبی و دیدگاه های اجتماعی وجود دارد، زیرا ادبیّات گزارشگر صریح اجتماع است. آنها معتقدند ادبیّات از این منظر که واقعیّات اجتماعی را بیان می   کند، حتماً تحت تأثیر اجتماع است و بر آن تأثیری بلامنازع دارد. همین نگاه پوزیتیویستی به ادبیّات، از ارزش های هنری و زیباشناختی آن کاست و مقام آن را «تا سر حدّ خدمت گذاری سیاست» تنزّل داد.(ر.ک.گوردن،۳۹:۱۳۷۰) امّا در مجموع آن چه از تأثیر مارکسیسم بر جامعه شناسی ادبیّات نقش بسته است، آغازگر بسیاری از مباحث مهم در این علم است. لوکاچ و بعدها گلدمن تحت تأثیر همین عقاید، به عنوان بزرگترین منتقدان نقد جامعه شناختی ادبیّات، گام های بزرگی در بررسی و نظم بخشیدن به این جریان برداشتند. دیدگاه های این دانشمندان و دستاوردهای حاصل از عقاید مارکسیستی در بحث از نظریه های جامعه شناختی ادبیّات به تفصیل بیان خواهد شد.

اکنون در ادامه مبحث ارتباط جامعه و ادبیّات به دو مقوله یا رویکرد که در جریان تأثیرگذاری ادبیّات بر جامعه و تأثیرپذیری آن مهم شمرده می     شود می  پردازیم .

۲-۱-۳) جامعه شناسی تولید اثر ادبی

در این رویکرد، به ادبیّات به مانند فرایندی اقتصادی نگریسته می شود که در آن چرخه اقتصادی تولید، توزیع و مصرف وجود دارد. در این جریان، نویسنده، به عنوان تولید کننده اثر، مهم ترین بخش و توانمندترین ابزار محسوب  می  شود. ناشر به عنوان توزیع کننده آثار و خواننده و مخاطب به عنوان مصرف کننده در رده های بعد قرار می  گیرند. روبر اسکارپیت فرانسوی با رویکردِ پیوندِ اثر ادبی با پدیده های اقتصادی وارد عرصه جامعه شناسی ادبیّات شد و سعی کرد نقش پدیده های ادبی را در شبکه اقتصادی، مورد بررسی قرار دهد.

اسکارپیت معتقد است: «در هر نقطه  ای از این شبکه، حضور افراد آفرینشگر، آثار و جمع خوانندگان، مسائلی را پیش روی ما قرار می دهد: حضور افراد آفرینشگر، مسائل تفسیرهای روانی، اخلاقی و فلسفی را مطرح می  سازد، آثار که نقش میانجی را بر عهده دارند، مسائل زیبایی شناختی، سبک، زبان و صناعت نگارش را پیش روی ما می  گذارد و سرانجام جمعِ خوانندگان مسائل تاریخی، سیاسی، اجتماعی و حتّی اقتصادی را مطرح می کنند.» (اسکارپیت،۹:۱۳۷۴ )

در این دیدگاه، نویسنده به عنوان تولید کننده و آفرینش  گرِ اثر ادبی، با توجه به پایگاه اجتماعی، شغل و روابطش با مخاطبان و دیگر گروه  های جامعه مورد مطالعه و سنجش قرار می  گیرد. این امر، با توجه به نقش و اثری که آفریننده اثر بر روی اثر و متعاقباً بر جامعه و مخاطب می  گذارد، حائز اهمیت شمرده می  شود. بر همین اساس، تحلیل جایگاه نویسنده در جامعه، با توجه به دو منشاءِ جغرافیایی و اجتماعی که نویسنده معلول آن است، همچنین درآمد و پشتوانه مالی و مدّنظر قرار دادنِ خواست و نیاز مخاطب برای خلق یک اثر ادبی مورد بررسی قرار می   گیرد.

50,000 ریال – خرید

تمامی فایل های پیشینه تحقیق و پرسشنامه و مقالات مربوطه به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد. جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

مطالب پیشنهادی:
  • تحقیق ادبیات داستانی و پیدایش رمان در ایران
  • تحقیق جامعه شناسی ادبیات و رمان و نظریه های آن
  • تحقیق رمان و انواع آن و اصطلاحات داستانی و مکتب های ادبی
  • تحقیق شرح حال نسیم شمال و نقد جامعه شناختی در دیوان اشعار نسیم شمال
  • تحقیق نظریه های روانشناسی، روان شناسی اجتماعی وجامعه شناسی درباره رضایت از زندگی
  • برچسب ها : , , , , , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید

    جستجو پیشرفته

    دسته‌ها

    آخرین بروز رسانی

      یکشنبه, ۲۹ بهمن , ۱۳۹۶
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایpayandaneshjo.irمحفوظ می باشد.