تحقیق ماهیت، کیفیت و ویژگی های علم انبیاء (علیهم السلام) از منظر قرآن

پیشینه تحقیق و پایان نامه و پروژه دانشجویی

پیشینه تحقیق ماهیت، کیفیت و ویژگی های علم انبیاء (علیهم السلام) از منظر قرآن دارای ۳۱ صفحه می باشد فایل پیشینه تحقیق به صورت ورد  word و قابل ویرایش می باشد. بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دنلود فایل نمایش داده می شود و قادر خواهید بود  آن را دانلود و دریافت نمایید . ضمناً لینک دانلود فایل همان لحظه به آدرس ایمیل ثبت شده شما ارسال می گردد.

فهرست مطالب

۱- رابطه علم و عصمت در قرآن    ۴
۱-۱- رابطۀ علم و عقل    ۶
۱-۲- عقول انبیا سلام الله علیهم    ۸
۱-۳ رابطه علم و عصمت رابطه علت با معلول است    ۱۴
۱-۴- حضرت آدم هیچ وقت معصیت خدا را نکرده است    ۱۴
۲- ماهیت، کیفیت و ویژگی های علم انبیاء (علیهم السلام) از منظر قرآن    ۱۶
۲-۱- تعریف این علم    ۱۶
۲-۲- منشا علم لدنی انبیاء علیهم السلام:    ۲۰
۲-۳- معلوم این علم    ۲۲
۲-۴- جهت صدور این علم    ۲۲
۲-۵- آثار این علم    ۲۴
۲-۵-۱-عدم تنافی این علم با اختیار    ۲۴
۲-۶- نتیجه بحث    ۲۸
منابع و مآخذ    ۳۰

منابع و مآخذ

قرآن کریم ترجمه : فولادوند

کلینی، محمد ابن یعقوب، الکافی، ناشر دار الکتب الاسلامیه، سال۱۴۰۷ ه ق.

مجلسی، محمد تقی، بحار الانوار، ناشر دار الاحیاء التراث العربی، سال ۱۳۰۴ ه ق.

مجلسی، محمد باقر، مرآه العقول، ناشر دار الکتب الاسلامیه، سال ۱۴۰۴ ه ق.

مصطفوی، حسن، التحقیق، نشر بنگاه ترجمه، تهران، سال ۱۳۶۰٫

ابن فارس، ترتیب معجم مقاییس اللغه، ناشر پژوهشگاه حوزه و داتشگاه، بهار۱۳۹۰٫

امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، دفتر نشر الهادی ۱۳۷۶ ش

تمیمی واحدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم، ناشر دار الکتاب العربی، سال ۱۴۱۰ .

نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، نجف ناشر الحیدریه، سال ۱۳۹۷ه ق.

طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ناشر دار الکتب الاسلامیه، زمستان ۱۳۷۲٫

ملاصدرا، محمد ابن ابراهیم، تفسیر القرآن، انتشارات بیدار، ۱۳۶۶٫

ملاصدرا، محمد ابن ابراهیم، شرح کافی، ناشر موسسه مطالعات و تحقیق فرهنگی، سال۱۳۸۳٫

جوادی، عبدالله تسنیم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۹۱ ش.

فخر رازی، محمد ابن عمر، مفاتیح الغیب، ناشر دار الکتب العربی، سال ۱۴۲۰ق.

فراهیدی، خلیل ابن احمد، العین، ناشر هجرت، سال ۱۴۰۹ ق.

فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، ناشر کتابخانه امیر المومنین، سال ۱۴۰۶٫

فیض کاشانی، محمد ابن محسن، تفسیر صافی، ناشر انتشارات الصدر، سال ۱۴۱۵٫

 ۱- رابطه علم و عصمت در قرآن

در مقدمه باید عرض کنیم: چون در صدد اثبات علم خاص برای انبیا هستیم لازم می آید که رابطه این علم با عصمت در قرآن مورد بررسی قرار بگیرد به همین جهت این فصل چنین عنوانی دارد.

در پاسخ با این مساله باید امور ذیل مورد بررسی قرار بگیرند.

۱- بیان مفهوم ومعنای عصمت از دیدگاه قرآن و روایات.

۲- .بررسی ارتباط ثبوتی یا همان عالم خارج علم با عصمت.

به طور گذرا اول به بیان معنای لغوی عصمت می پردازیم سپس وجوه استعمالی آن را در  قرآن ذکر می کنیم.

ابن فارس عصمت را به در بر گرفتن همراه با منع کردن معنا کرده است[۱].التحقیق عصمت را به حفظ کردن همراه با ممانعت معنا کرده است[۲].

در قرآن کریم مشتقات عصمت به وجوه مختلفی آمده است که همگی به این معنا بازگشت دارند. در سوره ی هود چنین می فرماید:لا عاصم الیوم من امر الله[۳] این کلام حضرت نوح علیه السلام است در جواب به فرزندش هنگامی که از فرمان اللهی سرپیچی کرد و گفت:سآوی الی جبل یعصمنی من الماء[۴] پسر نوح علیه السلام گمان می کرد که کوه باعث حفاظت او از عذاب اللهی می شود حضرت نوح فرمود: که هیچ ملجا و پناهگاهی از عذاب اللهی نیست.

در تعبیرهای دیگر، عصمت به خدا نسبت داده شده است، ما لکم من الله من عاصم[۵] و من یعتصم بالله[۶].و الله یعصمک من الناس[۷]. در برخی موارد همراه با (من) که به معنای حفاظت و ممانعت از خطر کسی یا چیزی. و در دیگر موارد با(باء) الصاق یا سببیت تعبیر می شود یعنی خداوند متعال خود عاصم است وکسی که به او معتصم و متصل بشود و یا به سببی از اسباب مقدر اللهی چنگ بزند. و اعتصموا بحبل الله جمیعا[۸]. در عصمت اللهی است و خداوند حافظ او از جمیع خطرات است و تمام آسیبها را از او دفع می کند.و من اصدق من الله قیلا.

در وجه دیگر استعمالی این واژه در سوره ی یوسف است. هنگامی که همسر عزیز مصر زنان مصری را دعوت کرد و آنها شاهد جمال اعجاب انگیز حضرت یوسف علیه السلام شدند این را گفت: قالَتْ فَذلِکُنَّ الَّذی لُمْتُنَّنی‏ فیهِ وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَ لَیَکُوناً مِنَ الصَّاغِرین[۹]

راغب اصفهانی در معنای این واژه می نویسد:فاستعصم ای: تحری ما یعصمه. یعنی به آنچه که مورد حفظ و مصونیت او می شود، روی آورد. یعنی طلب عصمت کرد چون باب استفعال دلالت به طلب دارد.

پس در وجوه و استعمالات قرآنی واژه عصمت در صور مختلف به معنای حفاظت همراه با دفع مکروه و ممانعت از آنچه که باعث آسیب بشود.

در سیر بررسی احادیث می بینیم که عصمت یکی از امور فرهنگی و سنت قطعی دین ماست. در برخی از احادیث به موجبات عصمت اشاره دارد و در برخی دیگر نتایج عصمت را بیان می کند

در این حدیث هم عصمت معنا شده وهم نتیجه آن را مشخص کرده است. در شب اول ماه مبارک رمضان دعایی وارد شده که امام صادق علیه السلام به راوی می فرماید: بگو خدایا در این ماه به من عصمتی مرحمت کن تا مانعِ بینِ من و گناهان باشد. اقْسِمْ لِی حِلْماً یَسُدُّ عَنِّی بَابَ الْجَهْلِ… وَ عِصْمَهً تَحُولُ بِهَا بَیْنِی وَ بَیْنَ الذُّنُوبِ حَتَّى أُفْلِحَ بِهَا بَیْنَ الْمَعْصُومِینَ عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ[۱۰].

امیر المومنین در حدیثی بیان می کند که یکی از موجبات عصمت تقوا است. تقوا یعنی حفظ نفس از آنچه که به او آسیب و زیان می رساند إنّ التّقوى عصمه لک فى حیاتک و زلفى لک بعد مماتک[۱۱]. پس محفوظ  و مصون بودن نفس، بدون استعمال وسیله ی محافظت که تقوا باشد میسر نیست.

در باب فضل قرآن، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: قرآن هدایت کننده ی است در گمراهی، و روشنگر است در جهالت و کوری، و نگاه دارنده است از لغزیدن، و نور است در ظلمتها است، و چراغی است برای حوادث آینده، و باعث عصمت و حفاظت است از هلاکت، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- الْقُرْآنُ هُدًى مِنَ الضَّلَالِ وَ تِبْیَانٌ مِنَ الْعَمَى وَ اسْتِقَالَهٌ مِنَ الْعَثْرَهِ وَ نُورٌ مِنَ الظُّلْمَهِ وَ ضِیَاءٌ مِنَ الْأَحْدَاثِ وَ عِصْمَهٌ مِنَ الْهَلَکَهِ[۱۲]

یکی از دست آوردهای عصمت، بیان مبارک امام سجاد علیه السلام است در صحیفه ی سجادیه. امام چهارم در این فراز از دعا از خدا می خواهد که عصمتی به او مرحمت کند تا باعث خشیت از خدا باشد. وهَبْ لِی عِصْمَهً تُدْنِینِی مِنْ خَشْیَتِکَ، وَ تَقْطَعُنِی عَنْ رُکُوبِ مَحَارِمِکَ، وَ تَفُکَّنِی مِنْ أَسْرِ الْعَظَائِم[۱۳]. خشیت یعنی ترس همراه با تعظیم طرف مقابل. امام سجاد علیه السلام می فرماید: به من عصمت مرحمت کن تا عظمت تو را درک کنم و بدین جهت روی به معصیت تو نیاورم. کلام امام سجاد علیه السلام، با این فرمایش جعفر بن محمد علیه السلام روشنتر می شود.حضرت می فرماید:بدان خداوند تو را می بیند و اگر بدانی که خدا تو را می بیند باز به سوی گناه بروی نعوذ بالله خدا را از همه کمتر می دانی.چون انسان در منظر ومرأیِ اشخاص عاقل وبالغ گناه نمی کند. خف الله کانک تراه و اِن کنت لا تراه فانه یراک، و اِن کنت تری انَّه لا یراک فقد کفرت، و اِن کنت تعلم انَّه یراک ثم برزت له بالمعصیته فقد جعلته من اهون الناظرین الیک[۱۴].

پس اگر عصمت حائل و مانع از گناهان است و انسان در این حصن منیع، از معاصی و مآثم در امان است، طبق این حدیث واحادیث دیگر ناشی از نوعی علم است. قرآن کریم بر این مطلب صحه می گذارد انما یخشی الله من عباده العلماء افراد عالم، از خدا خوف و خشیت دارند. افراد مقصود آیه دارای علمی هستند که خشیت تمام جوانح و جوارح آنها را در بر می گیرد. به عبارت دیگر این جزم علمی آنها است که منتهی به عزم عملی می شود.

۱-۱- رابطۀ علم و عقل

قبل از پرداختن به بررسی این علم و ویژگی های آن باید وجه ارتباط آن با قوه عاقله را بیان کنیم. چون افعال و اعمال، گفتار و رفتار، روش و منش منبعث از ملکه ای که در عقل انسان شکل گرفته است کل یعمل علی شاکلته. و این حرکات و سکنات به ظهور رسیده هنگامی معتدل می شوند و دارای صفت عدالت می شوند که تحت قوه عاقله قرار بگیرند. وبه اصطلاح اهل فن، انسان در بخش اندیشه از حکمت نظری بر خوردار باشد و در منطقۀ انگیزه دارای حکمت عملی باشد. مرحوم مجلسی دوم  در تعریف قوۀ عاقله می فرماید: این قوه برحسب افزایش علم وعمل شخص رو به فزونی می گذارد و کامل می شود. و هر زمانی که در طلب علوم مفید ساعی، و در مرحله تطبیق عامل باشد این قوه روز به روز قوی تر و کامل تر می شود. و تکمل هذه القوه فی کل شخص بحسب استعداده بالعلم و العمل، فکلما سعی فی تحصیل ما ینفعه من العلوم الحقه و عمل بها تقوی تلک القوه[۱۵]. ملا محمد مهدی نراقی می فرماید: یحصل من تهذیب العاقله، العلم و تتبعه الحکمه[۱۶] در بیان نورانی امام صادق علیه السلام به هشام آمده است: ای هشام بنگر به کلام الله که چگونه اهل فکر و عقل را ستوده و آنها را محلّی به زینت حکمت کرده است یَا هِشَامُ ثُمَّ ذَکَرَ أُولِی الْأَلْبَابِ بِأَحْسَنِ الذِّکْرِ وَ حَلَّاهُمْ بِأَحْسَنِ الْحِلْیَهِ فَقَالَ‏ یُؤْتِی الْحِکْمَهَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ‏ وَ قَالَ- وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ‏ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ‏ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ[۱۷]  باید توجه داشت که اهل لبّ و خرد موصوفند به حکمت عملی و علمی. در سورۀ مبارکۀ اسراء بعد از بیان احکام شرعی از قبیل توحید در عبادت و احسان به والدین و دادن حق حقوق داران و نهی از اسراف و تبذیر …و تحذیر از داشتن عقاید باطل و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر و الفؤاد کل أولئک کان عنه مسؤلا[۱۸] می فرماید: ذلِکَ مِمَّا أَوْحى‏ إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَهِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى‏ فی‏ جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً[۱۹]

در همین حدیث طولانی امام صادق علیه السلام در وصف عقل و عقلاء می فرماید:ای هشام عقل در کنار علم ذکر شده است یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ فَقَالَ‏ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ‏ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ‏ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ . چون مردم در نشئۀ دنیا هستند از آموختن حقایق آخرت و معارف ماورائئ قاصر هستند پس این حقایق و معارف جامۀ مثال ومثل می پوشند تا در دسترس عامه قرار بگیرند ولی عالمان از پوست می گذرند و به لبّ و مغز مثال می رسند مرحوم علامه طباطبایی بیان زیبایی در این باره دارند: وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ» یشیر إلى أن الأمثال المضروبه فی القرآن على أنها عامه تقرع أسماع عامه الناس، لکن الإشراف على حقیقه معانیها و لب مقاصدها خاصه لأهل العلم ممن یعقل حقائق الأمور و لا ینجمد على ظواهرها[۲۰]. یعنی این آیه اشاره به ضرب المثل هایی که در قرآن آمده است و به گوش همه مردم می رسد ولی پی بردن به معنای حقیقی و مقصد اصلی مخصوص اهل علمی که در حقایق امور تعقل کنند به ظاهر اکتفا نکنند.

در همین حدیث نورانی امام علیه السلام اطاعت و فرمان برداری کامل از حضرت حق را رهین علم می داند و علم حاصل از عقل است وبه وسیلۀ عقل ادراک می شود‏ وَ لَا نَجَاهَ إِلَّا بِالطَّاعَهِ وَ الطَّاعَهُ بِالْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ وَ التَّعَلُّمُ بِالْعَقْلِ یُعْتَقَدُ وَ لَا عِلْمَ إِلَّا مِنْ عَالِمٍ رَبَّانِیٍّ وَ مَعْرِفَهُ الْعِلْمِ بِالْعَقْل پس هنگامی که عقل در مسیر حق هدایت شود صاحب حکمت و علم می شود و اگر تمام جوانب شخص در دست مدیریت عقل باشد هر اقدام و ترکی بر اساس علم می شود وجهل در اینجا منفذی پیدا نمی کند. ولی اگر همین عقل، اسیرِ هوایِ امیر بشود این را در پی دارد ربَّ عالم قد قتله جهلُه و علمه معه لا ینفعه  ‏

از آنجا که انبیا سلام الله علیهم همسان و همانند سایر افراد بشر هستند قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَمُنُّ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ[۲۱]  و از آنجا که هر نفسی، مستوی الخلقه است، یعنی مُلهَم به فجور و تقواست. وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها[۲۲]  فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها[۲۳] و برای اینکه مطلب بیش از پیش وضوح پیدا کند، بحثی در مورد قوای نفس را مطرح می کنیم. و همچنین ایراد این مطلب بی ربط با مباحث آتی نیست.

نفس دارای چهار قوه به نامهای: عقلیه، غضبیه، شهویه، وهمیه، که هر کدام از اینها کارکرد مخصوص خود را دارد. قوه عاقله که قوه تفکر و فکر است به ادراک امور و حقایق می پردازد و تمایز حاصل بین خیر و شر، نفع وضرر، فضیلت و رذیلت از دست آورد این قوه است به همین جهت دارای شرافت است نسبت به باقیِ قوا. غضبیه: این قوه در انسان تعبیه شده است تا حافظ  جان و مال انسان باشد و در وقت لازم از نیروی خود که در عصبانیت انسانها ظهور می کند بهره وری مناسب را داشته باشد. شهویه: شهوت خوردن و خوابیدن و نکاح از برای حفظ نوع انسان. وهمیه: مکر و حیله  و نیل به اغراض با تلبیس و تسویل از کارکرد این قوه است. وجه تمایز انسان و حیوان قوه عاقله است که اگر سه قوۀ غضبیه، شهویه، و وهمیه در اختیار عقل تعلیم ببینند انسان به کمال نهایی بار می یابد؛ و نفس، اگر به قوه عقلیه عقال و در بند شود، انسان از جهالت علمی و سفاهت عملی مصون و محفوظ می ماند. چه اینکه معنای لغوی عقل هم به این اشاره دارد. در مقاییس اللغۀ ابن فارس از عرب چنین نقل کرده است: عقلت البعیر أعقله عقلا، اذا شددت یده بعقاله، و هو الرباط[۲۴] یعنی دست شتر را با طناب(عقال) بستم

۱-۲- عقول انبیا سلام الله علیهم

پیامبر اکرم فرموده: إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ‏ النَّاسَ‏ عَلَى‏ قَدْرِ عُقُولِهِمْ[۲۵].پیامبران در کار تبلیغی خود که با قول و فعل است باید از عقلی برخوردار باشند که توان مقابله با انواع شبهات و تحمل و مدارات با انواع تمسخرها داشته باشند. به همین جهت حکمت خدا اقتضا می کند عقول انبیا علهیم السلام اتم واکمل باشند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: خداوند متعال عقل هر پیامبری را کامل می کند به طوری که کاملترین عقل را در میان امت خود را داشته باشد. وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى یَسْتَکْمِلَ الْعَقْلَ وَ یَکُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِیعِ عُقُولِ أُمَّتِهِ[۲۶]

این نگاه اولیه و دانی نسبت به عقل است. در نگاه بالاتر و استظهار بیشتر عقل نبی، اینکه واسط و واصل بین علم حاصل از وحی و عمل ظاهر در تبلیغ است. مرحوم صدر المتألهین ذیل آیۀ سنقرئک فلا تنسی می فرماید: کمال نفس در دو جهت است، توجه به حق که ناظر به قوۀ علمی پیامبر است این در موقع دریافت وحی است. دوم توجه به خلق است که در وقت ظهور و بروز وحی است و ناظر به قوۀ عملی پیامبر است. و خداوند سبحان هر دو جهت را برای پیامبر خویش را تضمین کرده است. از جهتی ضامن عدم نسیان است و از جهتی او را مسلح کرده به عقل متشعع  و فایق بر عقول. و کمال النفس یکون بوجهین: أحدهما توجّهه إلى الحقّ، و هو الذی یعبّر عنه بالقوّه النظریّه، و هو ما یکون کمالا لها بحسب هویتّها و ذاتها و عند رجوعها إلى باریها و عودها إلى عالمها و نشأتها. الثانی توجّهه إلى الخلق الذی یعبّر عنه بالقوّه العملیّه[۲۷]

در مرحلۀ بالاتر عقل انبیاء معروف به عقل عن الله است. در این مرتبه نبی به واسطۀ اعتزال از اهل دنیا و اقبال به واهبِ عقول، عقلِ نبی تحت تعلیم خدا قرار می گیرد.

[۱]– مصطفوی حسن التحقیق نشر  بنگاه ترجمه تهران سال ۶۰ ۱۳ج ۸ ص۱۵۶

[۲] – ابن فارس ترتیب معجم مقاییس اللغه ناشر پژوهشگاه حوزه و داتشگاه سال بهار  ۱۳۹۰ ص ۶۶۴

[۳]– سوره هود آیه۴۳

[۴]– سوره هود آیه ۴۲

[۵]– سوره غافر آیه ۳۳

[۶]– سوره آل عمران آیه ۱۰۱

[۷]– سوره مائده آیه ۶۷

[۸] سوره آل عمران آیه۱۰۳

[۹] سوره یوسف آیه ۳۲

[۱۰] مجلسی محمد تقی ناشر دار الاحیا التراث العربی سال چاپ ۱۳۰۴ ه ق بحار الانوار ج ۹۵ ص ۱۵۵

[۱۱] تمیمی واحدی عبد الواحد بن محمد ناشر دار الکتاب العربی سال ۱۴۱۰ غرر الحکم ص ۲۲۵

[۱۲] کلینی محمد ابن یعقوب ناشر دار الکتب الاسلامیه سال۱۴۰۷ ه ق  الکافی ج۲ص۶۰۰

[۱۳] امام سجاد علیه السلام صحیفه سجادیه ص ۲۲۶

[۱۴] الکافی پیشین ج ۲ص ۶۸

[۱۵]  مجلسی محمد باقر ناشر دار الکتب الاسلامیه  سال ۱۴۰۴ ه ق مرآه العقول ج ۱ ص۲۶

[۱۶] نراقی محمد مهدی ناشر الحیدریه نجف سال ۱۳۹۷ه ق  جامع السعادات ص۵۰

[۱۷] الکافی پیشین ج ۱ ص۱۵

[۱۸] سوره اسراء آیه ۳۶

[۱۹] سوره اسراء آیه ۳۹

[۲۰]  طباطبایی محمد حسین ناشر دار الکتب الاسلامیه سال زمستان ۱۳۷۲المیزان ج ۱۶ ص۱۳

[۲۱] سوره ابراهیم آیه ۱۱

[۲۲] سوره شمس آیه ۷

[۲۳] سوره شمس آیه ۸

[۲۴] مقاییس اللغه پیشین ص ۶۹۲

[۲۵] الکافی  پیشین ج ۱ ص ۲۳

[۲۶] الکافی پیشین ج ۱ ص۱۳

[۲۷] محمد ابن ابراهیم ملا صدرا انتشارات بیدار ۱۳۶۶ تفسیر القران ج ۷ ص ۳۷

50,000 ریال – خرید

تمامی فایل های پیشینه تحقیق و پرسشنامه و مقالات مربوطه به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد. جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

مطالب پیشنهادی:
برچسب ها : , , , , , , , , ,
برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید

جستجو پیشرفته

دسته‌ها

آخرین بروز رسانی

    سه شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۶
اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایpayandaneshjo.irمحفوظ می باشد.