تحقیق مفاهیم فساد اداری و حوزه های مطالعه فساد اداری و انواع آن

پیشینه تحقیق و پایان نامه و پروژه دانشجویی

پیشینه تحقیق مفاهیم فساد اداری و حوزه های مطالعه فساد اداری و انواع آن  دارای ۶۸ صفحه می باشد فایل پیشینه تحقیق به صورت ورد  word و قابل ویرایش می باشد. بلافاصله بعد از پرداخت و خرید لینک دنلود فایل نمایش داده می شود و قادر خواهید بود  آن را دانلود و دریافت نمایید . ضمناً لینک دانلود فایل همان لحظه به آدرس ایمیل ثبت شده شما ارسال می گردد.

فهرست مطالب

فصل اول    ۵
تعاریف و مفاهیم فساد اداری    ۵
۱-۲- مفهوم اداره    ۷
۱-۳- فساد اداری در اصطلاح مدیریت    ۷
۱-۴- واژگان مترادف فساد در قرآن و حدیث    ۸
۱-۵- مفهوم اصطلاحی فساد اداری در قرآن و حدیث    ۱۲
۱-۶- فساد اداری، تخلف اداری و جرم اداری    ۱۳
۱-۷- فساد اداری، ماهیت قانونی یا اخلاقی؟    ۱۴
۱-۸- نسبت دین و فساد اداری    ۱۵
۱-۹- پیشینه فساد اداری    ۱۶
۱-۱۰- سابقه پژوهش های انجام شده    ۱۷
فصل دوم    ۲۰
حوزه های مطالعه فساد اداری و انواع آن    ۲۰
مقدمه    ۲۰
۲-۱- حوزه های مطالعه فساد اداری    ۲۱
۲-۱-۱-  حاکمیت    ۲۱
۲-۱-۲-  اصلاحات اجتماعی    ۲۲
۲-۱-۳-  مصادیق فساد اداری    ۲۶
۲-۱-۳-۱- ارتشاء    ۲۶
۲-۱-۳-۲- اختلاس    ۳۰
۲-۱-۳-۳- قبیله گرایی    ۳۲
۲-۱-۳-۴- تقلب و تزویر    ۳۵
۲-۱-۳-۵- اسراف    ۳۸
۲-۱-۴-  مصادیق مفسدان اداری    ۳۹
۲-۲- انواع فساد اداری    ۴۳
۲-۲-۱- فساد تصادفی- فساد نظام مند    ۴۴
۲-۲-۲-  فساد خرد- فساد کلان    ۴۵
۲-۲-۳- فساد سیاه- فساد خاکستری- فساد سفید    ۴۵
۲-۲-۴- فساد سیاسی    ۴۵
۲-۲-۵- فساد اقتصادی و مالی    ۴۶
۲-۳- بررسی انواع فساد اداری در قرآن و حدیث    ۴۶
۲-۳-۱- فساد فردی و تصادفی در مقابل فساد سازمان یافته و نظام مند    ۴۷
۲-۳-۲- فساد خرد-  فساد کلان    ۴۹
۲-۳-۳- فساد  سیاه- فساد خاکستری- فساد سفید    ۵۱
۲-۳-۴- فساد سیاسی    ۵۳
۲-۳-۵- فساد اقتصادی و مالی    ۵۷
منابع:    ۶۰

منابع:

قرآن کریم

ابن منظور،محمد بن مکرم‏، لسان العرب‏، چاپ سوم‏، بیروت‏: دار صادر،۱۴۱۴ ق

راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق عدنان صفوان، چاپ اول‏، دمشق: دارالعلم الدار الشامیه، ۱۴۱۲ ق‏

قرشى، على اکبر، قاموس قرآن‏، چاپ ششم، تهران‏، دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۷۱ ش‏

عمید، حسن، فرهنگ عمید، چاپ هشتم، تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۸۱ ش

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی،‏ چاپ چهارم،‏ تهران‏: دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۶۵ ش

مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم: انتشارات علی بن ابی طالب، ۱۳۸۷ش

____________، تفسیر نمونه،‏ چاپ اول،‏ تهران‏: دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴ ش

بحرانى، هاشم‏، البرهان فى تفسیر القرآن،‏ تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه موسسه البعثه، چاپ اول،‏ تهران‏: بنیاد بعثت‏، ۱۴۱۶ ق‏

ذاکر صالحی، غلامرضا، راهبردهای مبارزه با فساد اداری، چاپ دوم، تهران: انتشارات جنگل، ۱۳۹۱ش

ربیعی، علی، زنده‌باد فساد، چاپ دوم، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش

عباس زادگان، محمد؛ رضایی زاده، مرتضی، ستایشگری در نظام اداری معاصر ایران، چاپ اول، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۹۰ ش

صفری، سعید؛ نائبی، حمید رضا، رویکردهای مختلف در مبارزه با فساد، مجموعه مقالات دومین همایش علمی و پژوهشی نظارت و بازرسی در کشور، چاپ اول، انتشارات دانشگاه مدیریت دانشگاه تهران، ص ۱۶۶- ۱۴۱، ۱۳۸۰ش

فیضی، طاهره، مبانی مدیریت دولتی، چاپ پانزدهم، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور، ۱۳۸۸ ش

محمدی، عبدالعلی، درآمدی بر ساختار اداری حکومت اسلامی، چاپ اول، قم: انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش

مهیار، رضا، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى‏، نرم افزار جامع التفاسیر نور ۲/۱

هانتینگتون، سامویل، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، محسن ثلاثی، بی جا: انتشارات علم، ۱۳۷۰ش

لطیفی، محمد حسین، فساد اداری، انواع گوناگون آن و فرایندهای جامع مبارزه با آن، مجموعه مقالات همایش علمی و پژوهشی نظارت و بازرسی کشور، انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، چاپ اول، ص ۳۶۸- ۳۸۷، ۱۳۸۰ش

رفیع پور، فرامرز، سرطان اجتماعی فساد، چاپ دوم، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۸ش

فصل اول:تعاریف و مفاهیم فساد اداری

۱- فساد در لغت

فساد در لغت به معنای تباهی، پوسیدگی، فتنه و آشوب، ظلم، لهو و لعب می‌باشد(عمید، ۱۳۸۱،ج ۳ ،ص۹۱۶). در زبان عربی اینگونه تعریف شده است: الفسادُ خروج الشیء عن الاعتدال، قلیلاً کان او کثیراً و یضاده الصّلاح و یستعمل ذلک فی النّفس و البدن و الاشیاء الخارجه عن الاستقامه(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ج ۱ ، ص۶۳۶). فساد، خارج شدن شیء از حالت اعتدال است؛کم باشد یا زیاد و نقطه مقابل آن صلاح است. فساد در نفس، بدن و چیزهایی که از اعتدال خارج می‌شوند؛کاربرد دارد.

الفسادُ  نقض الصّلاح، فَسَدَ فَسُدَ و فَسِدُ، وفَسُدَ فساداً وفسوداً… والمفسده خلاف المصلحه، والاستفساد خلاف الاستصلاح(ابن منظور، ۱۴۱۴، ج ۳۳ ، ص ۳۵). فساد، ضد و مخالف صلاح است و از سه باب فَسَدَ، یفسُدُ و یفسِدُ و فَسُدَ با مصدر فساد و فسود آمده است. مفسده خلاف مصلحت و استفساد خلاف استصلاح است.

اهل لغت، فساد را در مقابل صلاح و إفساد را درمقابل إصلاح قرار داده اند. إفساد، یعنی پدید آوردن تباهی و نابسامانی(قرشی،۱۳۷۱، ج ۵، ص ۱۷۴) و إصلاح یعنی سامان بخشی و زدودن فساد و تباهی.

از آنجا که اشیاء با اضداد خود بهتر شناخته می‌شوند؛ برای درک مناسب تر مفهوم فساد، معنای صلاح را نیز  اختصاراً بیان می‌کنیم:

الصّلاحُ ضدّ الفساد. و هما مختصان فی اکثر الاستعمال بالافعال و قوبل فی القرآن تاره بالفساد وتاره بالسّیئه. قال تعالی: ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها( الاعراف/ ۵۶) خلطوا عملاً صالحا وآخر سیئاً(التوبه/ ۱۰۲)(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ج۱، ص۴۸۹). صلاح، ضد فساد است و آن دو بیش تر جاها در افعال به کار برده شده اند. صلاح در قرآن، گاه در برابر فساد قرار گرفته است. همانند: ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها: و در زمین، پس از اصلاح آن فساد مکنید. و گاه در برابر سیّئه، همانند: خلطوا عملاً صالحاً وآخر سیئاً: کار شایسته را با (کاری) دیگر که بد است؛ درآمیخته اند.

۱-۲- مفهوم اداره

اداره: به معنای دور زدن، چرخاندن و داد و ستد کردن(مهیار، بی تا، ص ۳۳) و اداریّ: صفت نسبی منسوب به اداره است. احتمالاً نظام رسمی هدایت عمومی یک جامعه را از آن جهت اداره گویند که امور مربوط به آن برای پیشبرد اهداف، دست به دست شده و با همکاری و هماهنگی گروهی صورت می‌پذیرد. زیرا «اداره به معنای عام، به کلیه فعالیت هایی اطلاق می‌شود که برای نیل به هدف(اهداف) خاصی نیاز به همکاری دارد»(فیضی، ۱۳۸۸، ج ۱، ص ۵). به عبارت دیگر، اداره به مفهوم رهبری و گرداندن تشکیلات اجرایی و اداری است؛ هم از این نظر که چه چیزی و چگونه باید انجام پذیرد و هم از این لحاظ که چه کسانی باید آن را به انجام برسانند(محمدی، ۱۳۸۵، ص ۲۲). سخن گفتن از اداره و مدیریت، در زندگی گروهی و اجتماع معنا می‌یابد. هرچه بر گستردگی امور و پیچیدگی روابط اجتماعی افزوده شود؛ اداره نیز فنّی و دشوار خواهد بود. در گذشته اداره جوامع ساده و آسان بوده است؛ اما امروزه بر اثر پیشرفت بشر و تحول جوامع، اداره به یک موضوع کلان، پیچیده و تخصصی تبدیل شده که افزون بر رشته مدیریت، شاخه های متعدد علوم انسانی، متکفل تبیین و توسعه بخشی از مسائل مدیریت و اداره جامعه شده اند.

۱-۳- فساد اداری در اصطلاح مدیریت

فساد به طور کلی به حادثه‌ای اطلاق می‌شود که در آن دگرگونی شئ به حدی می‌رسد که دیگر نمی‌توان آن را بدان نام نامید و یا شناسایی کرد(لطیفی،۱۳۸۰، ص ۳۶۸). معادل انگلیسی فساد corruption  از ریشه فعل لاتین rumpere  به معنای شکستن می‌باشد. بنابراین در فساد چیزی می‌شکند یا نقض می‌شود. این چیز ممکن است رفتار اخلاقی یا شیوه قانونی یا غالباً مقررات اداری باشد(صفری و نائبی، ۱۳۸۰،ص ۱۴۵). تعاریف متعددی از فساد اداری به عمل آمده است که از قرابت معنایی بالایی با یکدیگر برخوردارند. به عنوان مثال: فساد یکی از مظاهر رفتار ضد اجتماعی است که مزایایی را خارج از قاعده و برخلاف هنجارهای اخلاقی و قانونی به مرتکبین خود می‌دهد و در مقابل قدرت بهبود شرایط زندگی سایرین را تضعیف می‌نماید(ربیعی، ۱۳۸۳، ص ۲۹). فساد اداری به مجموعه‌ی رفتارهای آن دسته از کارکنان بخش عمومی اطلاق می‌شود که در جهت منافع غیر سازمانی، ضوابط و عرف پذیرفته شده را نادیده می‌گیرند(هانتینگتون، ۱۳۷۰، ص ۹۰ ؛کلیتگارد، ۱۳۷۵، ص ۳۵). فساد اداری شامل فروش آراء حقوقی، تصمیمات اداری یا قانونی یا مقامات دولتی می‌شود. پرداخت پنهانی به شکل هدیه، هزینه دستمزد، استخدام، کمک به خویشاوندان، نفوذ اجتماعی یا هر گونه رابطه‌ای که منافع عمومی و رفاه آن را مختل سازد؛ چه حاکی از پرداخت یا عدم پرداخت پول باشد؛ معمولاً به عنوان فساد شناخته می‌شود(ذاکر صالحی، ۱۳۹۱، ص ۱۴). بر اساس تعریف بانک جهانی و سازمان شفافیت بین المللی، فساد اداری عبارتست از «سوء استفاده از اختیارات دولتی(قدرت عمومی) برای کسب منافع شخصی(خصوصی) و این تعریف مورد توافق عمومی در جهان می‌باشد»(عباس زادگان، ۱۳۸۹، ص ۱۵).

۱-۴- واژگان مترادف فساد در قرآن و حدیث

کلمه فساد در آیات متعددی از قرآن کریم و همچنین احادیث معصومین(ع) به کار رفته است.  واژگان قرآنی و حدیثی دیگری که مترداف و هم معنای این کلمه می‌باشند؛ وجود دارد که به منظور تعیین معنای فساد اداری، می‌بایست به آنها توجه شود. در ذیل برخی از این واژگان، به همراه شرحی مختصر بیان می‌گردد:

۱-۴-۱-خَبلُ:

الخَبْلُ، بالتسکین: الفسادُ. ابن سیده: الخَبْل فساد الأَعضاء حتى لا یَدْری کیف یمشی فهو مُتَخَبِّل(ابن منظور،ج ۱۱، ص ۱۹۷). خَبل با سکون، به معنای فساد است. ابن سیده می‌گوید: خَبل فساد اعضاء بدن است بگونه‌ای که نداند چگونه راه برود، پس این شخص متخبَّل است.

طریحی در توضیح این واژه می گوید: قوله تعالى: لا یأْلُونَکُمْ خَبالًا(آل عمران/ ۱۱۸) أی فسادا. و الخبال: الفساد. و یکون فی الأفعال و الأبدان و العقول(طریحی، ۱۳۷۵، ج‏۵، ص۳۶۲). در کلام خداوند متعال که می فرماید: آنها از هیچ شر و فسادى درباره شما کوتاهى نمى‏کنند؛ خبالاً به معنای فساد است. و خبال، معادل فساد است. و در کارها و بدن ها و عقل ها روی می‌دهد.

۱-۴-۲- ثبوراً:

واژه قرآنی دیگری که عمدتاً توسط اهل لغت به معنای نابودی و خسران گرفته  شده است؛ ثبوراً است:

لا تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثیراً(فرقان/ ۱۴) امروز یک هلاک(خود) را نخواهید و بسیار هلاک(خود) را بخواهید. برخی ثبوراً را به فساد ترجمه و تعبیر نموده اند که البته معنای هلاکت و فساد بسیار به هم نزدیک است، راغب اصفهانی در ذیل این واژه می‌نویسد:

الثُّبُور: الهلاک و الفساد(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ج ۱، ص ۱۷۱). ثبور یعنی نابودی و فساد.

۱-۴-۳- دَخَل:

الدَّخَلُ: کنایه عن الفساد و العداوه المستبطنه، کالدّغل( راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ، ج ۱، ص۳۰۹). دَخَل کنایه از فساد و دشمنی پنهانی و درونی است؛ مانند حیله و نیرنگ.

در فرهنگی دیگر آمده است: الدخل: فالظاهر انّه فی الأصل صفه کحسن بمعنى ما یدخل من الخارج فی شی‏ء و هو فی الأغلب زائد عارض للشی‏ء، من عیب و نقص و زیاده. تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ(النحل/ ۹۲)(مصطفوی، ۱۳۶۰ ، ج ۳، ص ۱۸۵). و اما دَخَل ظاهر برآن است که این کلمه در اصل یک صفت است؛ مانند حَسَن. به معنای آنچه که از خارج وارد چیزی می‌شود و غالباً چیزی اضافه و عارض بر شیء است؛ از نوع عیب، نقص و زیادی. خدای تعالی می فرماید: اینگونه مباشید که قسم های خود را برای فریبکاری یکدیگر و فساد بکار گیرید.

۱-۴-۴- فحشاء:

این واژه به معنای زشتی در عمل و گفتار و خروج از حق و اعتدال است. در زبان فارسی به جای کلمه فحشاء، فساد و به جای فاحشه، فاسد به کار می‌رود. در زبان عربی و زبان قرآن نیز میان این دو واژه، مانند همین نسبت برقرار  است.

الفحش: معروف، و الفحشاء: اسم للفاحشه. و أفحش فی القول و العمل و کل أمر: لم یوافق الحق فهو فاحشه. و قوله تعالى: إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ(نساء/ ۱۹)(فراهیدی، ۱۴۱۰، ج‏۳، ص ۹۶). فحش معروف و شناخته شده است و فحشاء اسم است برای زن زشتکار. و فعلِ زشتکاری کرد؛ در مورد گفتار و کردار می آید. و هر چیزی که موافق حق نباشد؛ فاحشه است. خدای تعالی می‌فرماید: مگر آن که(زنان) مرتکب زشتکاری آشکار شوند.

کلُّ سوءٍ جاوَز حدَّهُ فهو فاحِشٌ(طریحی، ۱۳۷۵، ج ۴، ص ۱۴۷). هر بدی که از حد خودش خارج شود، فاحش و زشتکاری است.

۱-۴-۵- لاتعثَوا:

این واژه چه از ریشه عَثَی و چه عَیَثَ باشد؛ به معنای فساد است. در قرآن کریم آمده است: وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ(بقره/۶۰) و در زمین به فساد نپردازید.

عثی یعثى فی الأرض عثیاً و عثیاناً: أفسد. عیث: عاث یعیث عیثاً. أی: أسرع فی الفساد. تقول: إنک لأعیث فی المال(طریحی، ۱۳۷۵، ج ۲، ص۳۲۱). از ریشه عثی، دو مصدر دارد: عثیاً و عثیاناً: به معنای فساد ایجاد کرد. و از ریشه عیث، مصدرش عیثاً است؛ به معنای شتاب در انجام فساد. چنانکه گویی: تو در مال فساد می‌کنی.

۱-۴-۶- بَوار:

البَوَار: فرطُ الکساد: و لمّا کان فرط الکساد یؤدّی إلى الفساد کما قیل: کَسَدَ حتى فَسَدَ؛ عُبّرَ بالبوار عن الهلاک. یقال: بَارَ الشی‏ء یَبُورُ بَوَاراً و بَوْراً. قال عزّوجل: تِجارَهً لَنْ تَبُورَ(الفاطر/ ۲۹)(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ج ۱، ص۱۵۲). بوار معنایش شدت کساد است. و چون کساد موجب فساد است؛ چنانکه گویند: کسد حتّى فسد؛ لذا از هلاکت به بوار تعبیر شده است. خداوند متعال می‌فرماید: تجارتی که هرگز زیان و زوال نخواهد یافت.

گذشته از کلماتی که مترادف فساد هستند، برخی کلمات در فرهنگ قرآن وجود دارد که اهل لغت بطور واضح آن ها را در کنار فساد قرار نداده اند اما با اندک تأملی می‌توان دریافت که معنا و عملکرد مفهومی این واژگان تا چه اندازه به فساد نزدیک است. به همین دلیل این واژگان را نیز در ذیل همین عنوان بیان می داریم.

۱-۴- ۷- إسراف:

السَّرَفُ: تجاوز الحدّ فی کلّ فعل یفعله الإنسان. وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النَّار(الغافر/ ۴۳) أی المتجاوزین الحدّ فی أمورهم(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ج ۱،ص ۴۰۷). سرف یعنی زیاده روی انسان از حدّ، در هر کاری که انجام می دهد. خداوند می فرماید: و اسرافکاران اهل آتش جهنم اند. اسرافکاران یعنی کسانی که در کارهای خود زیاده روی می‌کنند.‏

طریحی می گوید: قوله تعالى: وَ لا تُسْرِفُوا(الأنعام/۱۴۱) الإسراف: أکل ما لا یحل. و قیل: مجاوزه القصد فی الأکل مما أحل الله. و قیل: ما أنفق فی غیر طاعه الله تعالى و فی حدیث الأصبغ بن نباته عن أمیر المؤمنین (ع) للمسرف ثلاث علامات: یأکل ما لیس له و یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له. در آیه ۱۴۱ سوره انعام که خداوند متعال می‌فرماید: اسراف نکنید. اسراف، به معنای خوردن چیزی است که حلال نباشد. و گفته شده: تجاوز از اعتدال است؛ در خوردن آنچه که خداوند حلال کرده است.  و نیز گفته اند: به معنای انفاق در راهی،جز راه اطاعت خداوند است. و در  روایت اصبغ بن نباته از امام علی(ع) آمده است: شخص اسرافکار سه نشانه دارد؛ آنچه را که متعلق به او نیست؛ می‌خورد؛ خریداری می‌کند و می‌پوشد(طریحی، ۱۳۷۵، ج‏۵، ص ۶۹).

80,000 ریال – خرید

تمامی فایل های پیشینه تحقیق و پرسشنامه و مقالات مربوطه به صورت فایل دنلودی می باشند و شما به محض پرداخت آنلاین مبلغ همان لحظه قادر به دریافت فایل خواهید بود. این عملیات کاملاً خودکار بوده و توسط سیستم انجام می پذیرد. جهت پرداخت مبلغ شما به درگاه پرداخت یکی از بانک ها منتقل خواهید شد، برای پرداخت آنلاین از درگاه بانک این بانک ها، حتماً نیاز نیست که شما شماره کارت همان بانک را داشته باشید و بلکه شما میتوانید از طریق همه کارت های عضو شبکه بانکی، مبلغ  را پرداخت نمایید. 

مطالب پیشنهادی:
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , ,
برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید

جستجو پیشرفته

دسته‌ها

آخرین بروز رسانی

    سه شنبه, ۴ مهر , ۱۳۹۶
اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایbmaghale.irمحفوظ می باشد.